عدالت محورى امام على(علیه السلام)؛ الگویى براى كارگزاران نظام اسلامى‌
بیست و یکم ماه مبارک رمضان؛ شهادت جانگداز حضرت امیرالمومنین علی (علیه السلام)
تصویر خبر
۲۱ ماه رمضان مصادف با سالروز شهادت اسوه عدالت و شجاعت، امیر مومنان على(ع) است. تنها شخصیتى كه سزاوار و شایسته عهده‌دار شدن منصب خلافت و امامت مسلمین بعد از رسول گرامى اسلام(ص) بود؛ چراكه با علم الهى‌اى كه به دین و دستورات الهى و شریعت اسلام و عصمتى كه در اجرا و ابلاغ احكام الهى داشت، مى‌توانست عدالت مدنظر اسلام را به درستى اجرا نماید. عدالتى كه صورتى از آن‌را در نزدیك به پنج سال خلافت آن حضرت، مسلمانان تجربه كردند و دشمنان تاب نیاورده و او را به شهادت رساندند. در این زمان كه ایام شهادت آن امام بزگوار است، سزاوار است كه ضمن سوگوارى براى آن حضرت و بیان سجایاى اخلاقى و معنوى ایشان، به تبیین زوایاى زندگى و حیات سیاسى و اجتماعى آن حضرت پرداخته و با الگو پذیرى از سیره و سبك زندگى آن امام شهید در اداره حكومت و برقرارى عدالت گام‌هاى مهم و مؤثرى را برداریم و آن‌را براى شیعیان آن حضرت معرفی نماییم.

عدالت محورى و بسط عدالت در جامعه اسلامى، از اندیشه‌هاى بنیادین امام خمینى(ره) در رهبرى حركت انقلابى مردم ایران از همان گام‌هاى نخستین بوده است. معنایى كه حضرت امام از این مفهوم اراده نموده و مدنظر داشتند، معنایى برخاسته از تعالیم دینى و سبك و سیره زندگى اجتماعى و سیاسى ائمه هدایت(ع) به‌ویژه شخصیت والاى امام على(ع) و الگو پذیرى از تعالیم و آموزه‌هاى آن بزرگواران به‌عنوان تنها معیار مفهوم عدالت بود.

عدالت در منظومه فكرى حضرت امام یكى از مفاهیم كلیدى و اولیه جامعه بشرى است. مفهومى كه امام آن‌را ویژگى مهم اسلام و هدف از ارسال رسل و بعثت انبیا و به‌عنوان نسخه متعالى ساختار اجتماعى حكومت تلقى نموده و از آن با تعبیر «اسلام عدالت‌خواه» براى معرفى اسلام موردنظر انقلاب، استفاده مى‌فرمود. (صحیفه نور، ج‌۳، ص ۱۷۱) مفهومى از عدالت كه لازم است در تمامى اركان اداره حكومت و براى تمامى زمامداران نظام اسلامى باید جارى باشد و صدق كند كه «اگر عادل نباشند، اگر عدالت در بین زمامداران نباشد،» مفاسد عظیمى براى جامعه به همراه خواهد داشت. (همان، ج‌۳، ص ۳۰۴) عدالتى كه در اندیشه امام خمینى بر مبناى اندیشه اسلامى قابل‌تعریف بوده و تعالى معنوى و دینى انسان در جامعه اسلامى را موجب مى‌شود و «از این منظر صراط مستقیم سیر انسان تا كمال الهى است» و اگر محقق نشودبى‌عدالتى و ظلم خواهد بود.

بر مبناى این تفكر، یكى از شاخصه‌هاى تشخیص حكومت حق از ناحق مسأله عدالت است و هدف از ارسال پیامبران نیز برقرارى عدالت در جوامع انسانى در تمامى عرصه‌هاى آن است. عدالت و معنویت نیز از منظر امام خمینى، دو مفهوم مرتبط باهم و جدایى ناپذیر از یكدیگر هستند؛ (همان، ج‌۸، ص ۲۵۵) چراكه در حقیقت جدایى انداختن میان این دو مفهوم روابط ناعادلانه میان انسان‌ها را صورت داده است: «این‌كه توهم‌شود كه فرق مابین رژیم اسلامى انسانى با سایر رژیم‌ها این است كه در این عدالت است، این صحیح است لكن فرق این نیست. فرق‌ها هست. یكى از فرق‌هایش قضیه عدالت است. هیچ‌ یك از رژیم‌هاى دنیا، غیرازآن رژیم توحیدى انبیا، توجهش به معنویت انسان نبوده است، در نظر نداشته است كه معنویات را ترقى بدهد. آن‌ها همه به‌دنبال این بوده‌اند كه این مادیات را استفاده كنند و یك نظام مادى در عالم ایجاد كنند.» (همان، ج‌۸؛ ۲۵۵)

این تفكر بنیادین اسلام‌گرایانه به عدالت، نظام واره‌اى را شكل مى‌دهد كه در تقابل با نظریه‌ها و ساختارهاى غربى در مورد شكل‌گیرى حكومت قرار مى‌گیرد. ازاین‌رو منافع این حكومت‌هاى ظالمانه را كه سال‌ها با استعمار و استثمار كشورهاى دیگر به دست آورده و اندوخته كرده‌اند و نیز دستاوردهاى تمدنى آن‌ها را كه با بسط تفكر سكولار و لیبرال به آن دست‌یافته و معیار و الگو براى توسعه همه كشورهاى جهان قرار داده‌اند، به چالش مى‌كشد.

در این زمان و باتوجه به مبانى اندیشه امام نسبت به مفهوم عدالت، مى‌توان با تبیین و بازاندیشى سبك و سیره زندگى سیاسى و اجتماعى امام على(ع) و التزام آن حضرت به اجراى عدالت در تمامى عرصه‌هاى زندگى، الگو و معیارهایى براى جامعه امروز به‌ویژه مسؤولین نظام اسلامى ارائه نمود تا با بهره‌گیرى از این معیارها، گام‌هاى هرچه مؤثرترى را در راستاى تحقق عدالت بردارند؛ چنان‌كه مقام معظم رهبرى در صحبت‌هاى خود ضرورت جامعه امروز را «عدالت» عنوان نموده و مى‌فرمایند: «امروز در نظام اسلامى چه چیزى اهمیتش از همه بیشتر و حساسیّت نسبت به آن لازم‌تر است؟ عدالت. عدالت خواسته یك جماعت خاصّى از مردم یا اهل یك كشور و اهل یك ملت نیست؛ عدالت خواسته طبیعى و تاریخى همه آحاد بشر در طول تاریخ بشریت است. همان چیزى است كه بشر تشنه آن است و جز در حكومت انبیاء عظام الهى - آن‌هایى كه به حكومت رسیدند - یا اولیاء برجسته مثل امیرالمؤمنین، عدالت به‌معناى واقعى كلمه اجرا نشده است. مردم ما باید بیشترین چیزى را كه مى‌خواهند، عدالت و انصاف باشد؛ هم در امور داخل كشور، هم در مسائل جهانى. این‌بى‌عدالتى‌اى كه در دنیا امروز وجود دارد و این ظلم فاحشى كه امروز از سوى قلدرها و گردن‌كلفت‌هاى عالم نسبت به بشریت و ملت‌ها دارد انجام مى‌گیرد، مبارزه با یك چنین منكر عظیمى - ازنظر مسلمانى كه براى حاكمیت اسلام و در سایه جمهورى اسلامى زندگى مى‌كند - باید یك فریضه‌اى محسوب بشود. این باید در زندگى ما، شعار ما باشد؛ هم در مسائل داخلى، هم در مسائل جهانى.» (بیانات در دیدار اقشار مختلف مردم در سالروز میلاد حضرت على(ع)، ۲۶/۴/۱۳۸۷)

از منظر ایشان، نبود عدالت مانعى مهم در رسیدن نظام اسلامى به اهداف متعالى خود و حتى زوال و اضمحلال آن خواهد بود؛ چنان‌كه دولت‌هاى غربى به این بلا دچار شده و روبه انحطاط و سقوط سیر مى‌كنند.

بنابراین ایشان به اصل عدالت اجتماعى به‌عنوان یكى از مهم‌ترین و اصلى‌ترین خطوط در مكتب سیاسى امام اشاره نموده و معتقدند كه باید عدالت اجتماعى و پُر كردن شكاف‌هاى طبقاتى در همه برنامه‌هاى حكومت، در قانون‌گذارى، در اجرا، در قضا مورد نظر و هدف باشد. به اعتقاد ایشان اگر ما بگوییم كشور را ثروتمند مى‌كنیم، امّا ثروت‌ها در گوشه‌اى به نفع یك عده انبار شود و عده كثیرى از مردم نیز دست‌شان خالى باشد، با مكتب سیاسى امام نمى‌سازد. پُر كردن شكاف اقتصادى در بین مردم و رفع تبعیض در استفاده از منابع گوناگون ملى در میان طبقات مردم، مهم‌ترین و سخت‌ترین مسؤولیت است و همه برنامه‌ریزان، قانون‌گذاران، مجریان و همه كسانى‌كه در دستگاه‌هاى گوناگون مشغول كار هستند، باید این موضوع را مورد توجه قرار دهند و یكى از مهم‌ترین شاخص‌هاى حركت خود به‌حساب آورند.

از این منظر ایشان در تبیین سیاست‌هاى اقتصاد مقاومتى درباره عدالت اجتماعى مى‌فرمایند: «از همه این شاخص‌ها مهم‌تر، شاخص كلیدى و مهم عدالت اجتماعى است. یعنى ما رونق اقتصادى كشور را بدون تأمین عدالت اجتماعى به‌وهیچ‌وجه قبول نداریم و معتقد به آن نیستیم. كشورهایى هستند كه شاخص‌هایشان خیلى خوب است، مطلوب است، رشد اقتصادیشان خیلى بالا است؛ لكن تبعیض، اختلاف طبقاتى ، نبود عدالت در آن كشورها محسوس است؛ ما این‌را به‌وهیچ‌وجه منطبق با خواست اسلام و اهداف جمهورى اسلامى نمى‌دانیم. بنابراین یكى از مهم‌ترین شاخص‌هاى ما، شاخص عدالت اجتماعى است. باید طبقات محروم از پیشرفت اقتصادى كشور به‌معناى واقعى كلمه بهره‌مند بشوند.» (بیانات مقام معظم رهبرى، ۲۰/۱۲/۱۳۹۲)

عدالت محورى حضرت على(ع)؛ الگویى براى كارگزاران نظام اسلامى‌

باتوجه به مبانى فكرى و ایدئولوژیك امام و مقام معظم رهبرى در مورد عدالت و ضرورت توجه به آن، مى‌توان و باید الگوى رفتارى و عملى حضرت امیر مومنان(ع) را در زمینه عدالت محورى سرلوحه برنامه‌هاى عملى و اجرایى نظام اسلامى قرار داد و از این سیره تعالیم و آموزه‌هاى عملى استخراج و ابلاغ نمود. حضرت امیر مومنان على(ع)، زمانى كه به تشكیل حكومت و پذیرش خلافت اقدام كردند، حكومتى عدالت محور را تشكیل دادند كه الگویى براى تمام حكومت‌هاى اسلامى از آن زمان تا زمان حاضر است. شخصیت والاى آن حضرت آن چنان با عدالت عجین گشته است كه هرجا سخن از عدالت باشد، اذهان و افكار سریعاً به‌سوى رهبر عدالت پرور شیعیان على(ع) معطوف و این سخن معروف بر زبان‌ها جارى مى‌گردد كه «قُتِلَ عَلِیٌّ فِى مِحْرَابِ عِبَادَتِهِ لِشِدَّةَ عَدْلِهِ؛ على(ع) در محراب عبادت خویش قربانى عدالتش گردید.» 

امام على(ع) بالاترین‌انگیزه خویش را در پذیرفتن زمامدارى مسلمانان اجراى عدالت و احقاق حقوق از دست رفتة مسلمانان عنوان نموده و مى‌فرماید: «قسم به خدایى كه دانه را شكافت و جان را آفرید! اگر حضور فراوان بیعت‌كنندگان نبود و یاران حجت را بر من تمام نمى‌كردند و اگر خداوند از علماء عهد و پیمان نگرفته بود كه در برابر شكم‌بارگى ستمگران و گرسنگى مظلومان سكوت نكنند، مهار شتر خلافت را بر كوهان آن‌ می‌انداختم و [رها مى‌كردم.] و آخر خلافت را به كاسة اول آن سیراب مى‌كردم. آنگاه مى‌دیدید كه دنیاى شما نزد من از آب بینى بزبى‌ارزش‌تر است.» (نهج البلاغه، خطبة ۳) 

على(ع) آن‌چنان عدالت را در زندگى شخصى خود در زمان حكومت بر مسلمانان به مرحله عمل درآورده بود كه دوست و دشمن را به حیرت و شگفتى واداشته بود. چنان‌كه معاویه بعد از برخورد شدید حضرت در پاسخ به درخواست كمك بردارشان عقیل كه از شدت فقر به نزد آن حضرت رفته بود، در تعجب فرورفت و گفت: «هَیْهَاتَ هَیْهَاتَ عَقِمَتِ النِّسَاءُ اَنْ یَلِدْنَ مِثْلَهُ؛ افسوس، افسوس، دیگر زنان نمى‌توانند فرزندى مثل على را به دنیا تحویل دهند!» (شرح نهج‌البلاغه، ابن ابى الحدید، ج ۱۱، ص ۲۵۳ و ۲۵۴) آن حضرت بر این باور بود كه به كمالات انسانى و درجات تقوا نمى‌توان رسید، مگر با رعایت عدالت درباره دوست و دشمن. به این جهت، به فرزند گرامى‌اش امام حسین(ع) سفارش مى‌كرد كه: «تو را سفارش مى‌كنم به تقواى الهى در حال غنا و تنگدستى... و رعایت عدالت با دوست و دشمن.» (بحارالانوار، ج ۷۴، ص ۲۳۸، ح ۱)

هم‌چنین آن حضرت عدالت حاكمان را پاسدار اركان حكومت مى‌دانست و آن‌رابى‌نیازكننده‌ترین اشیاء معرفى مى‌كرد. در همین راستا، به خلیفه دوم فرمود: «سه چیز است كه اگر از آن‌ها حفاظت كرده، به آن‌ها عمل كنى، تو را از غیر آن‌هابى‌نیاز مى‌كند و اگر آن‌ها را ترك كنى، غیر آن‌ها سودى به تو نمى‌رساند.» خلیفه پرسید: آن سه كدام است؟ حضرت فرمود: «اجراى حدود بر نزدیك و بیگانه، و حكم كردن به كتاب خدا در حال خشم و غضب، و تقسیم عادلانه بین سیاه و سرخ» (التهذیب، ج ۶، ص ۲۲۷)

آن حضرت در ماجراى حمله سربازان معاویه به شهر انبار و سرقت جواهرات یك بانوى غیرمسلمان كه در سایه حكومت اسلامى زندگى مى‌كرد، آن‌چنان برآشفت كه فرمود: «اگر در این حادثه تلخ، مسلمانى از غصه بمیرد، ملامت نخواهد شد و ازنظر من چنین امرى سزاوار است.» (نهج‌البلاغه، خطبه ۲۷) آن حضرت در حوزه حكومتى خویش، افرادى را كه به عدالت اعتقاد نداشتند و یا ناعادلانه عمل مى‌كردند، راه نمى‌داد و در صورت اثبات‌بى‌عدالتى مدیران حكومتى بااقتدار و قاطعیت تمام با آنان رفتار مى‌كرد و در مورد غارتگران بیت‌المال هیچ‌گونه اغماض روا نمى‌داشت. یك مورد از برخورد على(ع) با مدیران اجرایى خطاكار و غارتگران بیت‌المال كه دستگاه حكومت عدل علوى را خدشه‌دار كرده و از حریم عدالت تجاوز كرده بودند، ماجراى نامه توبیخ‌آمیز آن حضرت به مصقلة بن هبیرة شیبانى، فرماندار یكى از شهرهاى استان فارس، است كه رفتار تبعیض‌آمیز و ناعادلانه او را این‌گونه نكوهش كرد: «به من خبر رسیده كه تو غنیمت مسلمانان را به خویشاوندان و دوستانت كه تو را برگزیده‌اند، مى‌بخشى. سوگند به خدایى كه دانه را شكافت و موجودات را آفرید! اگر این گزارش صحیح باشد، در نزد من خوارشده و منزلت تو كاهش یافته است.» (نهج‌البلاغه، خطبه ۴۳)


دوشنبه 1400/2/20 - 13 : 23

پرتال استان ها

 

آخرین اخبار